الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

411

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

وى در سال 87 هجرى و طبق گفتهء بعضى ديگر سنه 76 ، 97 و 99 وفات كرده است . او مردى شوخ طبع و مزاح بوده و در قضاوت يد طولائى داشت . تنها يك بار امام عليه السلام بر او غضبناك شد و او را به يكى از روستاهاى نزديك كوفه « بانقيا » كه اكثر ساكنين آن يهودى بودند تبعيد نمود و پس از آنكه از وى راضى شد او را بكوفه برگردانيد . گفته شده « شريح » عصر جاهليت را درك كرده ، ولى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ملاقات ننموده است ، به همين مناسبت او را از « صحابه » نمىدانند بلكه از تابعين بشمار مى - آوردند . ( براى توضيح بيشتر به شرح ابن ابى الحديد جلد 14 صفحه 28 و اسد - الغابه جزء 2 صفحه 394 و شرح خوئى جلد 17 صفحه 154 ببعد مراجعه فرمائيد ) ( 439 . ) اين نامه را امام ( ع ) پس از پايان جنگ « جمل » و ورود بكوفه به « اشعث بن قيس » نوشته ، و طبق آنچه در كتاب « صفين 1 نصر ابن مزاحم - صفين - » نوشتهء « نصر ابن مزاحم » آمده قسمتى از آغاز نامه را « شريف رضى » حذف نموده است . در پايان اين نامه آمده است كاتب نامه « عبيد اللّه بن ابى رافع » است كه در ماه شعبان سال 36 آن را نگاشته . و اين نامه را وسيله « زياد بن مرحب همدانى » فرستاده است . « ابن عبد ربه » در كتاب « عقد الفريد 1 ابن عبد ربه - عقد الفريد - جلد 3 صفحه 104 » جلد 3 صفحه 104 و « ابن قتيبه » در كتاب « الامامة و السياسة 1 ابن قتيبه - الامامة و السياسة - جلد 2 صفحه 91 » جلد 2 صفحه 91 مختصر تر از آنچه « نصر بن مزاحم » آورده آن را نقل كرده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - جلد 3 صفحه 202 جلد 3 صفحه 202 و شرح ابن ميثم 2 ابن ميثم - شرح نهج البلاغه - جلد 4 صفحه 350 جلد 4 صفحه 350 ) .